ترجیع بند نام دیگر آن «ترجيع» می‌باشد. قالب شعری است که علاوه بر اين‌كه همه مصراع‏های آن هم‌وزن هستند، دارای چند بخش با تعداد بيت‌هايي برابر می‏باشد كه اين بخش‌ها توسط يك بيت مشترك، به هم متصل هستند.

 به هر بخش، «خانه» يا «رشته» گويند و به بیت پس از هر بخش، «بند ترجيع» و يا «ترجیع» و یا «بند گردان» و يا «برگردان» می‌گویند. ترجيع‌بند، قطعه‌قطعه شدن قصيده را مي‌گوييم، چون براي بيان مطالب بسيار طولاني، شاعر در قافيه‌پردازي دچار مشكل نشود، ترجيع‌بند را خانه به خانه با تعوض قافيه ابداع نمودند. چينش قافيه در هر خانه، همان چينش پايه ترجيع‌بند؛ يعني قصيده است؛ بدين صورت كه در هر خانه، مصراع زوج بیت اول و مصراع‌های فرد بيت‌هاي ديگر همان خانه، هم‌قافیه‌اند و چون قطعه‌هايي از قصيده در ترجيع‌بند وجود دارد، تعداد ابيات هر خانه را نيز همچون قطعه 2 تا 15-16 بيت گزارش كرده‌اند؛ هرچند گاهي بیشتر از آن هم سروده شده است. در تعداد خانه‌ها در اين‌گونه اشعار شاعر مختار است.

در ترجيع‌بند، بيت آخر هر خانه با بیت برگردان خود، سازگاری و ارتباط معنایی دارد و اين كار را براي شاعر كمي دشوار مي‌كند. ترجیع‌بند سعدی و ترجیع‌بند هاتف اصفهانی مشهورترین ترجیع‌بندهای شعر فارسی هستند.

شكل قالب ترجيع‌بند بر اساس چينش قافيه چنين است:

آغاز خانه اول

 

 

              مصراع فرد

قافيه

 

              مصراع زوج

قافيه

..................

...................

X

 

........................................
.........................................

....................

X
X

…

 

              مصراع

قافيه

 

..........................................
..........................................

A
A

 

 

آغاز خانه دوم

 

 

 

              مصراع فرد

قافيه

 

              مصراع زوج

قافيه

..........................

...........................

X

 

........................................
........................................

.....................

X
X

…

 

              مصراع

قافيه

 

..........................................
..........................................

A
A

 

 

               

 تا پايان شعر.

دو خانه از یک ترجیع‌بند:

ای زلف تو، هر خمی، کمندی
مخرام بدین صفت، مبادا
ای آینه! ایمنی که ناگاه
یا چهره بپوش یا بسوزان
دیوانه‌ی عشقت ای پریروی!
تلخ است دهان عیشم از صبر
ای سرو! به قامتش چه مانی؟
گریم به امید و دشمنانم
 ایکاش! ز در درآمدی دوست
یا رب! چه شدی اگر به رحمت
یک چند به خیره عمر بگذشت   

 

چشمت به کرشمه، چشم‌بندی
کز چشم بدت، رسدگزندی
در تو رسد آه دردمندی
بر روی چو آتشت سپندی
عاقل نشود به هیچ پندی
ای تنگ شکر! بیار قندی
زیباست؛ ولی، نه هر بلندی
برگریه زنند ریشخندی
تا دیده‌ی دشمنان بکندی
باری سوی ما نظر فکندی
مِن بعد بر آن سرم که چندی

 

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله‌ کار خویش گیرم

 

دردا که به لب رسید جانم
کس دید چو من ضعیف هرگز
پروانه‌ام اوفتان و خیزان
گر لطف کنی بجای اینم
جز نقش تو نیست در ضمیرم
گر تلخ کنی به دوریم عیش
اسرار تو پیش کس نگویم
با درد تو یاوری ندارم
عاقل بجهد ز پیش شمشیر
چون در تو نمی‌توان رسیدن

 

آوخ که ز دست شد عنانم
کز هستی خویش در گمانم
یکبار بسوز و وارهانم
ور جور کنی سزای آنم
جز نام تو نیست بر زبانم
یادت، چو شکر کند دهانم
اوصاف تو پیش کس نخوانم
وز جور تو مَخلصی ندانم
 من کشته‌ی سر بر آستانم
 به ز آن نبود که تا توانم:

 

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله‌ کار خویش گیرم
                   «سعدي»

 

نوشته شده توسط حسین انوری پور در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۵ |

مثنوی که نام دیگر آن «دوگاني» می‌باشد. یک قالب شعری است که توسط ایرانیان به وجود آمد؛ این قالب شعری که علاوه بر هم‌وزن بودن همه مصراع‏های آن، هر دو مصراع تشکیل دهنده یک بیت، قافیه‏ ای یکسان و مستقل دارند. «مثنوی» خاص شعر فارسی است و ابیات آن محدود نیست و برای سرودن داستانهای طولانی و مطالب مفصل به کار می‏رود. شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی ، مثنوی معنوی مولوی و بوستان سعدی از مشهورترین مثنوی‏های زبان فارسی هستند.

شكل قالب مثنوي بر اساس چينش قافيه چنين است:

مصراع فرد

قافيه

 

مصراع زوج

قافيه

.........................................

........................................

.........................................

.........................................
.........................................

.........................

X

Y

Z

W

V

 

.........................................

.........................................

.........................................

.........................................
.........................................

.........................

X

Y

Z

W

V

تا پايان شعر.

یک مثنوي:

به نام خداوند خورشید و ماه
خداوند هستی و هم راستی
خداوند بهرام و کیوان و شید
ستودن مر او را ندانم همی
ازو گشت پیدا مکان و زمان
شب و روز و گردان سپهر آفرید
جز او را مدان کردگار بلند

 

که دل را به نامش خرد داد راه
نخواهد ز تو کژیّ و کاستی
ازویم نوید و بدویم امید
از اندیشه، جان برفشانم همی
پی مور بر هستی او نشان
خور و خواب و تندی و مهر آفرید
کزو شادمانیّ و زو مستمند
                            «فردوسي»

نوشته شده توسط حسین انوری پور در شنبه ششم شهریور ۱۳۹۵ |

قطعه، قالب شعری است که علاوه بر هم‌وزن بودن همه مصراع‏های آن، مصراع‌های زوج آن، دارای قافیه می‏باشد. حداقل ابیات قالب «قطعه»؛ دو بیت و حداکثر معمول متداول آن، پانزده- شانزده بیت می‏باشد؛ ولیکن بر حسب ضرورت تا حدود چهل- پنجاه بیت و بیشتر از آن نیز گفته‌اند. فرق ظاهری قطعه با قصیده در این است که در قطعه؛ اولین مصراع فرد، دارای قافیه نیست ولی در قصیده، اولین مصراع فرد، دارای قافیه است. قطعه را از آن رو قطعه گفته‌اند که شبیه پاره و قطعه‌ای از اواسط یک قصیده است.

مفاهیم ابیات قطعه؛ همه مربوط به هم است و درباره موضوع اخلاقی، پند و اندرز، تهنیت و تعزیت، تقاضا یا شکایت، هجو یا مدح و ... است. از شاعران دوره‏های پیشین، ابن‌یمین؛ انوری و از معاصران پروین اعتصامی، قطعه‏های زیبا و خوش مضمون سروده‌اند؛ ولیکن قطعات سعدی در گلستان، به قدری مشهور شده که گاهی به صورت ضرب المثل درآمده است.

شكل قالب قطعه بر اساس چينش قافيه چنين است:

مصراع فرد

 

مصراع زوج

قافيه

.........................................

.........................................

.........................

 

.........................................

.........................................

.........................

X
X

تا پايان شعر.

یک قطعه:

دوست مشمار آنکه در نعمت زند
دوست آن باشد که گیرد دست دوست

 

لاف یاریّ و برادرخواندگی
در پریشان حالی و درماندگی
                                «سعدي»

نوشته شده توسط حسین انوری پور در پنجشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۵ |

فصیده قالب شعری است که توسط اعراب به وجود آمد؛ در این قالب شعری همه مصراع‏ها هم‌وزن بوده؛ همچنین اولین مصراع فرد آن و همه مصراع‌های زوج آن، دارای قافیه هستند. تعداد بیت‏های قالب «قصیده» معمولاً از بیست بیت تا هشتاد بیت است ولی تا حدود صد و پنجاه بیت و افزونتر نیز گفته‌اند و بعضی کمتر از بیست بیت را تا حدود پانزده و شانزده بیت نیز، قصیده نامیده‌اند. کاهش و افزایش تعداد ابیات یا به گفته‏ای کوتاهی و بلندی قصاید؛ به اهمیت موضوع، و قدرت و قوّت طبع شاعر بستگی دارد؛ بنابر این تعداد ابیات قصیده، قطعی نیست. قالب قصیده، از قالب‌های مهم شعر است و بعضی آن را مهمترین اقسام شعر شمرده‌اند. در قصیده، موضوع واحدی چون مدح، موعظه و حکمت، مسائل اخلاق و اجتماعی و عرفانی، عقاید، مرثیه و غیر آن سخن گفته می‌شود.

 نكته حائز اهميت قالب قصيده اين است كه در اكثر قصائد، رديف ديده نمي‌شود و اين حاكي از دو علت است: اول اين‌كه قالب قصيده چون برگرفته از اعراب مي‌باشد و رديف، ابداع فارسي‌زبانان است؛ پس در قالب قصيده، رديف به ندرت ديده مي‌شود. دوم اين‌كه: چون رديف از نظر مفهومي، بيت را محدود مي‌كند، استفاده از رديف در اشعار بالاي بيست بيت، شاعر را دچار مشكل مي‌كند؛ پس شاعر براي اين‌كه در محدوديت مفهومي قرار نگيرد، اغلب در قصيده از رديف استفاده نمي‌كند.

در ادبیات فارسی، قصیده‌سَرایی از اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری آغاز شد. اما اوج قصیده‌سَرایی در قرن‌های پنجم و ششم بوده است. پس از حمله مغول‏ها به ایران، نظام اجتماعی ایران با تغییراتی مواجه شد که از قرن هفتم قصیده‌سَرایی رو به ضعف رفت.

رودکی، عنصری، فرخی، منوچهری، ناصرخسرو، انوری، خاقانی، و بهار از مشهورترین قصیده‌سَرایان زبان فارسی هستند.

شكل قالب قصیده بر اساس چينش قافيه چنين است:

مصراع فرد

قافيه

 

مصراع زوج

قافيه

.........................................

.........................................

.........................

X

 

.........................................

.........................................

.........................

X
X

تا پايان شعر.

یک قصيده:

ای در غرور نفس بسر برده روزگار!
ای دوست! ماه روزه رسید و تو خفته‌ای
سالی دراز بوده‌ای اندر هوای نفس
پنداشتی که چون بخوری روزه تو نیست
هر عضو را بدان که به تحقیق روزه‌ایست
اول نگاه دار نظر، تا رخ چو گل
دیگر: ببند گوش، ز هر ناشنیدنی
دیگر: زبان خویش، که جای ثنای اوست
دیگر: به وقت روزه‌گشادن مخور حرام
دیگر: بسی مخسب، که در تنگنای گور
دیگر: ز فکر آینه دل چنان بکن
این است شرط روزه، اگر مرد روزه‌ای!
دیگر: بسی مخور، که هر آن کس که سیر ‌خورد
تو خود نشسته تا کی آید پدید شب؟
تا خانمان بسازی از غایت شره
چندان خوری، که دم نتوانی زد از گلو
صد بار باشدت چو شکم پر شد از طعام
این روزه نیست، گر شرف روزه بایدت
مویت سپید گشت و دل تو سیاه شد
یا رب! به حقّ طاعت پاکان پاکدل
کز هر چه دیده‌ای تو ز «عطّار» نا پسند
چون با در تو گشت و پشیمان شد از گناه
عفوش کن و ببخش، که دانی که لایق است

 

برخیز، کار کن که، کنون است وقت کار
آخر ز خواب غفلت دیرینه سر برآر
ماهی خدای را شو و دست از هوا بدار
بسیار چیز هست جز آن شرط روزه‌دار
تا روزه تو روزه بوَد نزد کردگار
در چشم تو نیفکند از عشق خویش خار
کز گفت و گوی هرزه شود عقل تار و مار
از غیبت و دروغ فرو بند استوار
زیرا که خون خوری تو، از آن به هزار بار
چندانت خواب هست، که آن هست در شمار
کز ذکر غیر حق، ننشیند برو غبار
گر چه ز روی عقل، یکی گفتم از هزار
اعضاش جمله گرسنه گردند و بی قرار
چون شمع جان خویش، بسوزی ز انتظار
گویی دو چشم تو شود از هر سویی چهار
ور دم زنی، برآورد آن دم ز تو دمار
خالی همی ز پشت تو باز اوفتاد بار
بیرون شوی ز تویی، تو بر مثال مار
تا کی کند سیاه‌گری با سپید کار؟
یا رب! به حقّ روزه مردان روزگار
کان را نبوده‌ای تو به وجهی پسندگار
وز فعل خویش نیک فرو ماند شرمسار
با جرم آفریده کرم ز آفریدگار
                                             «عطّار»

نوشته شده توسط حسین انوری پور در سه شنبه دوم شهریور ۱۳۹۵ |

غزل،قالب شعری است که توسط ایرانیان به وجود آمد؛ این قالب همچون قالب قصیده است یعنی قالب شعری است که علاوه بر هم‌وزن بودن همه مصراع‏های آن، اولین مصراع فرد آن و همه مصراع‌های زوج آن، دارای قافیه هستند. تعداد بیت‏های قالب «غزل» 5 تا 18- 19 بیت است، ولیکن بهترین غزل‏ها، دارای 5 بیت تا 12 بیت بوده‏اند. غزلیات بجا مانده از شعرای مشهور که دارای سه یا چهار بیت می‏باشند را «غزل‏های ناتمام» می‏گویند و اگر کمتر از این مقدار شود دیگر غزل نیست.

قالب غزل بیشتر برای بیان احوال درونی گوینده و راز و نیاز عاشقانه یا افکار عارفانه و فلسفی و اجتماعی به کار می‏رود. دوره شکوفایی غزل در ادبیات فارسی، قرنهای هفتم و هشتم هجری است. مولوی، سعدی، حافظ و صائب از مشهورترین غزل‏سَرایان زبان فارسی هستند.

شكل قالب غزل بر اساس چينش قافيه چنين است:

مصراع فرد

قافيه

 

مصراع زوج

قافيه

.........................................

.........................................

.........................

X

 

.........................................

.........................................

.........................

X
X

تا پايان شعر.

یک غزل:

از زندگانی‌ام گله دارد جوانی‌ام
دارم هوای صحبت یاران رفته را
پروای پنج روز جهان كي کنم که عشق
گوش زمین به ناله من نیست آشنا
ای لاله بهار جوانی که شد خزان
گفتی که آتشم بنشانی؛ ولی چه سود؟

 

شرمنده جوانی از این زندگانی‌ام
یاری کن ای اجل! که به یاران رسانی‌ام
داده نوید زندگی جاودانی‌ام
من طایر شکسته پر آسمانی‌ام
از داغ ماتم تو بهار جوانی‌ام!
برخاستی که بر سر آتش نشانی‌ام
                                      «شهريار»

نوشته شده توسط حسین انوری پور در یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۵ |

قالب دوبيتي كه نام دیگر آن «ترانه» می‌باشد، قالبی است همچون قالب رباعی، یعنی تنها دارای چهار مصراع است که همه مصراع‏های آن علاوه بر هم‌وزن بودن، باید مصراع‌های اول، دوم و چهارم آن دارای قافیه باشند و آوردن قافيه در مصراع سوم اختياري است.

وزن دوبیتی، تکامل یافته و عروضی شده نوعی از ترانه‌های قدیم ایران است و در علم عروض، وزن آن، با «مَفاعیلُن مَفاعیلُن فَعولُن» همتراز است. همه مصراع‌های دوبیتی، از نظر معنا با یکدیگر پیوستگی خاصی دارد و معنا و مضمون اصلی را بیت دوم در بر دارد، به خصوص مصراع چهارم.

نكته حائز اهميت در قالب دوبيتي اين است كه اتمام كلام تنها در دو بيت مجزا صورت بپذيرد، بدون ورود در قالب ديگري، همچنين است در قالب‌هاي رباعي و فرد. علت اين امر در دو چيز است: اول اين‌كه: هر شعر تنها و تنها در يك قالب قرار دارد. دوم اين‌كه: گاهي دو بيت از قالب ديگري، در نظر برخي اتمام كلام دارد؛ ولي در نظر عده‌اي ديگر وابسته به بيت ديگري است؛ بنابراين اگر دو بيت از قالبي بجز دوبيتي به عنوان قالب دوبيتي انتخاب شود، نمي‌توان آن را دوبيتي دانست.

در هر صورت مشهورترین دوبیتی‌های زبان فارسی، از بابا طاهر عریان است.

شكل قالب دوبيتي بر اساس چينش قافيه چنين است:

مصراع فرد

قافيه

 

مصراع زوج

قافيه

.........................................

.........................................

X

 

.........................................

.........................................

X
X

  یک دوبيتی:

الا اي مي‌كشان! مي دارد اين پير
ز اسم او مسمّي را توان يافت

 

سبوي مي پياپي دارد اين پير
كه پاي خم مي و ني دارد اين پير
                         «علي انساني»

نوشته شده توسط حسین انوری پور در شنبه سی ام مرداد ۱۳۹۵ |

رباعی، که گاهی آن را «چهارگاني» می نامند، قالب شعری است که توسط ایرانیان به وجود آمد؛ تنها دارای چهار مصراع است که همه‌ي مصراع‏های آن علاوه بر هم‌وزن بودن، باید مصراع‌های اول، دوم و چهارم آن نیز دارای قافیه باشند و آوردن قافيه در مصراع سوم اختياري است. وزن «رباعی» را به جهت سهولت تشخیص با جمله‌ي «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّة اِلاّ بِالله» می‌سنجند وگرنه رباعی دارای وزن‌های مشابه زیادی (12 وزن) است. همه مصراع‌های رباعی از نظر معنا با یکدیگر پیوستگی خاصی دارد و معنا و مضمون اصلی را بیت دوم دربردارد، به خصوص مصراع چهارم.

نكته حائز اهميت در قالب رباعي اين است كه اتمام كلام تنها در دو بيت مجزا صورت بپذيرد، بدون ورود در قالب ديگري و همچنين است در قالب‌هاي دوبيتي و فرد. علت اين امر در دو چيز است: اول اين‌كه: هر شعر تنها و تنها در يك قالب قرار دارد. دوم اين‌كه: گاهي دو بيت از قالب ديگري، در نظر برخي اتمام كلام دارد؛ ولي در نظر عده‌اي ديگر وابسته به بيت ديگري است؛ بنابراين اگر دو بيت از قالبي بجز رباعي به عنوان قالب رباعي انتخاب شود، نمي‌توان آن را رباعي دانست.

در هر صورت قالب رباعی برای بیان نکته‌ها و اندیشه‌های عمیق، که تنها در چهار مصراع بیان شود، مناسب است و بیشتر برای حالات و عواطف درونی، پند و اندرز به کار می‌رود. اغلب شاعران فارسی زبان، رباعیاتی سروده‌اند؛ اما خیّام، عطّار، مولوی، و بابا افضل کاشانی بیشتر از دیگران به سرودن رباعی‌های زیبا و پرمغز شهرت یافته‌اند.

شكل قالب رباعي بر اساس چينش قافيه چنين است:

مصراع فرد

قافيه

 

مصراع زوج

قافيه

.........................................

.........................................

X

 

.........................................

.........................................

X
X

یک رباعی:                      

دارم گله از درد نه چندان چندان
درّ و گهرم جمله به تاراج برفت

 

با گريه توان گفت نه خندان خندان
آن درّ و گهر چه بود دندان دندان
                      «ابوسعيد ابوالخير»

نوشته شده توسط حسین انوری پور در شنبه سی ام مرداد ۱۳۹۵ |

شعر سنتی فارسی، در شکلها وگونه‌های مختلفی سروده می­شود. نحوه‌ي شکل‌گیری مصراع‌ها و قافیه‌ها در یک شعر؛ باعث ایجاد این گونه­های مختلف می­شود که به این گونه‌های مختلف، اصطلاحاً «قالب شعر» می‌گویند. مشهور‌ترین قالب­های سنّتی شعر فارسی به دوازده دسته تقسیم‏بندی می‏شوند:

 

رباعی

دوبیتی

غزل

قصیده

قطعه

مثنوي

ترجیع‌بند

ترکیب‌بند

مُسمّط

مُستزاد

چهارپاره

فرد

   توجه:

 اشعاری با نام‌های خاص «مربّع ترکیب و یا مُخَمَّس و ... » نیز زیرمجموعه قالب مُسمّط قرار دارند که در جای خود بدان پرداخته خواهد شد.

نوشته شده توسط حسین انوری پور در شنبه سی ام مرداد ۱۳۹۵ |